داستانهای کیر کلفت. انجمن سکسی کیر تو کس

عکس سکسی,داستان سکسی: کیرکلفت و کس تپل

داستانهای کیر کلفت

این آقا آرش ما از اون آدمهای لانتوری اما بچه خوشگله. من قشنگ میتونستم حس کنم که آرش حسابی خر کیف شده. اونجا که رسیدیم من رفتم یه کم خرت و پرت خرید مو رفتم تو دفتر. تو حال خودم بودم که با صدای آرش به خودم اومدمکامران چته حالا که چیزی نشده د فعه بعد سمیرا هم میاد با هم جمع میشیم حالا یه چند تا سلامتی آس بده حال کنیم منم که کونم سوخته بود پیکم رو گرفتم دستم و گفتم : میخوریم به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی روش میشاشه پیکمو که رفتم بالا یه دفعه به خودم اومدم دیدم الهه ترکیده از خنده آنقدر قشنگ میخندید که من و آرش هم با خنده های اون خند ید یم خلاصه یواش یواش داشتیم داغ میشدیم که الهه به آرش گفت : میتونم یه نخ گرس بزنم من که چارشاخ بریدم یه نگاهی به آرش کردم دیدم اونم بدش نمیاد و جواب مثبت داد من که اصلا از این چیزا خوشم نمیاد و فقط سیگار میکشم خلاصه یه سیگار برداشت و شروع کرد درست کردن و با هم شروع کردن کام زدن یه دفعه الهه رو به من کردو تعارف زد! اتفاقاً یکی از اخرین خاستگار های من هم علیرضا بود که پدرم مخالفت کرد وسن من را برای ازدواج زود می دانست و گفت که سارا فعلاً می خواهد درس بخواند و … که همین موضوع باعث شد که بین پدر و داییم کدورت پیش بیاد. خلاصه عروسی گذشت و همه چیز خوب بود به البته به نظرم علیرضا بهتر از شیما عروس بود ولی خوب هرچی که بود امیدوار بودم که خوشبخت بشن. هم منظورش رو فهميده بودم هم نمیخواستم به روش بيارم.

Nächster

داستانهای سکسی در حمام

داستانهای کیر کلفت

كير كلفتش افتاده بود لاي پام و من داشتم ميمردم. حدود ساعت چهار بود که عموم اینها اماده شدن و رفتیم برای مراسم عقد و …. كير برزگش كوچولوتر شد بغيم كرد و هي منو ميبوسيد و ازم تشكر ميكرد. من هم خوشم اومده بود هم مونده بودم چي بگم. من هم به شوخی بر گشتم گفتم : بد بخت اسکولت کردن فقط تو براشون جنبه یه راننده آژانس و داشتی عمرن زنگ نزنن.

Nächster

داستان گاییدن

داستانهای کیر کلفت

منو از پشت بغل كرد و شروع كرد بوسيدن گوشم. پدر شوهرم ورزشكار هست واقعا كيرش هم ورزشكاري بود. حوالی ظهر بود که تلفن زنگ زد و من گوشیو برداشتم:بفرمایید. تو فاصله اي كه بياد بالا شلوار بلند پوشيدم ولي تاپم تنم بود چون خيلي مهم نبود. خلاصه بعد ازمدتی قرار شد که من برم و به آرش هم یه نگاهی کردم و تو دلم گفتم کوفتت بشه! شب بعد از اینکه عروس رو تا خونه بدرقه کردیم کم کم داشتیم اماده می شدیم که بریم خونه که مادرم گفت که یک جوری به عموت بگو که بره چون امشب چون زن داییت تنهاست و. شزوع كرد پستونهامو خوردن من آآآآه ميكشيدم. مثل همیشه مزه خاص کیرش بعد از چند لحظه از بین رفت و کار من رو ساده تر می کرد.

Nächster

داستان گاییدن

داستانهای کیر کلفت

خلاصه نشستیم و بساط و پهن کردیم. اونروز گذشت و قرار شد اگر بشه وقتی رفتیم سر قرار اونارو ببریم دفتر بابای آرش و اگر تونستیم یه حالی بکنیم. محكم تلمبه ميزد چشام باز نميشد پشت بابا رو چنگ مينداختم. صداي نفس زدنهاش حشريم كرده بود. گفت جونم عروسكم كير ميخواي و منم دگمه و زيپش رو باز كردم. بووووووووس براي كير بزرگ و كلفتش.

Nächster

داستان گاییدن

داستانهای کیر کلفت

بعد رفتيم حموم و اون ديگه رفت خونشون. گفتم چند ثانیه تحمل کن دوباره یه کم دیگه پیشروی کردم و بهش وقت دادم تا استراحت کنه بعد از مدتی تمام کیر 27 سانتی من داخلش بود یواش یواش شروع کردم به تلمبه زدن نمیدونید چه حالی میداد فکر نکمنم بیشتر از 2 یا 3 بار کیر رفته بود تو کونش خوش به حال اون کسی که افتتاح کرده بود بعد از چند دقیقه تلمبه زدن دیدم که صداش دوباره رفت هوا دوباره داشت ارضا میشد منهم تندتر تلمبه میزدم اونهم مدام میگفت : آهان اینجوری خوبه دوست دارم جرم بده دارم حال میکنم این حرفها بیشتر تحریکم میکرد دیگه من هم داشتم ارضا میشدم دیدم لرزه افتاد رو تنش تو همون حین من هم ارضا شدم و همونجا خالی شدم دیگه رمق نداشتیم تکو ن بخوریم همونجا یه لب اساسی ازش گرفتم که واقعا مکمل اون سکس زیبا بود هر دومون راضی بودیم چون با هم دیگه و هم زمان ارضا شدیم بعد از چند دقیقه دیدم آرش اومد تو اتاق گفت بچه ها دیر شده گفتم : بریم رفتیم الهه رو بردیم دم خونشون و من با آرش رفتیم فری کثافت توخ خرمشهر تا یه غذای خفن بخوریمبه آرش گفتم : آرش اگه از دستم ناراحتی بگو گفت : نه ناراحت نیستم اما خوب تیکه ای رو پر دادی گفتم : فکر نکنم بپره گفت : نمی دونم شایدوقتی رسیدم خونه یه دوش گرفتم و میخواستم یه قهوه درست کنم بخورم دیدم که تلفن زنگ زد برداشتم آرش بود میگفت که الهه زنگ زده و بابت همه چی تشکر کرده و گفته که خیلی حال کرده من هم خیالم راحت شد که حد اقل دختر نپریده بعد از اون من و آرش و الهه در حدود 7 ماه هفته ای دو بار با هم سکس داشتیم البته من هم با سمیرا دوست شدم اما نذاشتم آرش بکندش امیدوارم خوشتون اومده باشه اوچیکه همه شما! اومد نشست گفت اومدم حالتو بپرسم كه تنهايي. گفتم تو که از عقب ندادی پس از کجا میدونی درد داره دیگه چیزی نگفت یواش یواش انگشت دوم رو هم اضافه کردم و بعدش هم سر کیرم رو گذاشتم دم سوراخش گفتم : شاید درد داشته باشه ولی به حالی که میکنی میارزه آروم سر کیرم رو فشار دادم تو لعنتی نمیرفت یه تف توپول انداختم رو کیرم و یه دونه هم در سوراخش و دوباره سعی کردم کلاهکش که وارد شد کونشو سفت کرد یه سیلی زدم به کپلش تا شل کنهگفت درد داره. روسری من که رو شونه هام بود رو باز کرد و همونجور که داشت من رو به خودش فشار می داد گردنم رو هم می بوسید و کلی قربون صدقم می رفت. گفتم: پس اون یکی کجاس ؟ گفت : نمی دونمدختره اومد تو ماشین و بعد از معارفه آرش پرسید پس سمیرا کجاس ؟گفت که مهمون داشتن و نتونسته بیادمنم که حسابی خورد تو برجکم با زبون مطربی به آرش گفتم: پس من میرم خونه شما هم برید به عشق و حالتون برسید.

Nächster

داستان سکسی عروسی و من و عمو کیر کلفت

داستانهای کیر کلفت

گفتم خدايا جلوتر نياد كه منم نميتونم تحمل كنم. پدر شوهرم كيرشو بالا پايين ميكرد لاي پام. هنوز تو هر جايي كه پدر شوهرم باشه منو گير مياره و ترتيبمو ميده. مامانم اصلآ حواسش نبود که من فردا امتحان دارم و باید بریم که تا این رو گفتم یکم فکر کرد و گفت که پس تو با عموت برو خونه و فردا برو سر جلسه و …. از یه طرف الهه خیلی کس بود و نمیشد ازش گذشت از یه طرف هم با آرش دوست بودم نمیخواستم ضد حال بزنمتو 2 راهی بودم که صدای آرش رو شنیدم دیدم که ارضا شده و داره سعی میکنه الهه رو هم با دست ارضا کنهزدم دنده خریت و در و باز کردم و رفتم توجفتشون تا منو دیدن کپ کردن منم که زده بودم رو دنده پر رو بازی و دیگه راه برگشت هم نداشتم رفتم سمت الهه و آرش رو کشیدم اینورگفتم من ارضاش میکنم شما زحمت نکشخلاصه یکم با سرو سینه الهه ور رفتم تا از این جو حاکم بیاد بیرون آرش هم پاشد از اتاق رفت بیرون و جو یکم آروم شدرو کردم به الهه و گفتم : اگر اشکالی داره میتونم برمگلوش رو صاف کردو گفت : نمیدونم البته اگر میگفت اشکال داره بازم میکردمش خلاصه شروع کردم به عشقبازی و لیسیدنش داشت دوباره به اون حالت قبلش بر میگشت و دو باره حشری شده بود دیدم دستش اومد سمت کیرم و شروع کرد با هاش بازی کردنگفتم : میخوریش ؟با سر جواب داد آرهکیرم رو بردم جلو دهنشاونم شروع کرد به ساک زدنجای همتون خالی لا مصب چه قدر حرفه ای این کارو میکرد یه کم که گذشت خوابوندمش و خودم رفتم روش پاهاشو باز کرد و من هم اروم اروم سر کیرم رو روانه کسش کردم وقتی به آخرش رسیدم دیدم داره نگام میکنه گفتم : چیه ؟ بزرگه ؟گفت آره از برای آرش هم بزرگترهگفتم حال میکنی ؟گفت : خیلیگفتم : قشنگ پرت کرده ؟گفت : آره دارم حال میکنمگفتم : حالشو ببرشروع کردم به تلمبه زدنجاتون خالی عجب کسی داشت عین جارو برقی مکنده بود و عین شومینه داغ یه چند دقیقه ای که گذشت پا هاش رو دادم بالا به هم چسبوندم کسش از اون وسط زد بیرون شروع کردم به تلمبه زدن دیگه داشت رو آسمونها پرواز میکرد یه دفعه دیدم یه لرزش تو بدنش افتاد و سست شد فهمیدم که پریده ولی من هنوز تا ارضاشد نم زیاد مونده بود برش گردوندم و از پشت گذاشتم تو کسش همونطور که داشتم تلمبه میزدم شروع کردم با سوراخ کونش بازی کردن عجب کونی بود لا مصب سفت و خوش فرم و کیر شکن یه کم که گذشت اومدم انگشتم رو بکنم تو سوراخش با دستش دستم و زد کنار زدم رو دستش و گفتم حا لا که داری حال میدی پس ضد حال نزن گفت آخه تا حالا از عقب ندادم گفتم خوب حالا میدی عیبی نداره که گفت : آخه درد داره. منو چسبوند بيخ ديوار و از پشت محكم كيرشو رو كونم ميمالوند.

Nächster